مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرربار این قفس را بر شکن و زیر و زبَر کن


بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصهٔ این خاک توده را پر شرر کن


ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد

ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن

 

نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژاله‌بار است

این قفس، چون دلم، تنگ و تار است


شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین


جانب عاشق نگه‌ ای تازه گل از این، بیشتر کن

مرغ بیدل شرح هجران مختصر، مختصر کن...!

/ 6 نظر / 8 بازدید
اروس

درود بر" متولد ماه مهر"

دانوب آبی

سلام خسته نباشید فرصت کردید به من هم سری بزنید خیلی خوشحالم می کنید منتظرم خوش باشید

آزاده

چرا نيستي ديگه، خيلي داره خاك ميخوره اينجا رفيق

تلامیذ

همه ما به ناگهان دیدیم آمد از در علیرضا قزوه گرچه بسیار می خورد سکه هست لاغر علیرضا قزوه هست پیکان از آن شاعر ها بنز و خاور علیرضا قزوه قمریانند جمله شاعرها هست کفتر علیرضا قزوه توی هرجشنواره ای دیدیم هست داور علیرضا قزوه کل دیوان بیدل و صائب دارد از بر علیرضا قزوه این ور در علیرضا قزوه آن ور در علیرضا قزوه تاج شیخ المشایخی دارد هست سرور علیرضا قزوه ادبیات کل ایران را کرده ابتر علیرضا قزوه بود تاریک کل اشاعرم زد منور علیرضا قزوه تذکـــــــــره الشعــــــــــــــــرا به روز شـــــــــــــــد

طوبی

سلام بروزم دعوتید به خوانش [لبخند]