اولتیماتومIV

به هر حیلتی و کنایتی متوسل شدن برای موجه جلوه دادن "احساساتی" که ریشه ای جز در توهمات و تخیلات دایی جان ناپلئونی ندارد را دوست نمی دارم.

همه ی جرم ما گاهی این است که نخواستیم حرمتی بشکنیم و یا قضاوتی بکنیم یا این "احساسات" را حقیر بشماریم.

/ 6 نظر / 12 بازدید
علی ضیائی

این وبلاگت که توش مطلب می نویسی هم چیزی نیست جز توهم تو ... من و دیگران . ولی داریم با احساسات خودمون واقعیش جلوه بدیم. !! چقدر ایدئولوژیک بود نوشتت!!! بدم اومد[چشمک]

حامد

من آخر نفهمیدم که این اولتیماتم های تو چیه! به کسی مگی یا از کسی؟ شاید بلند به خودت میگی! نفهمیدم چی شد آقاجون!

...

دل تنگ شدیم .باز هم بگو به درک .

آزاده

مانیفست‌هایی که از اولتیماتوم‌های II تا IV صادر كرده‌اي (اولتيماتوم I اگر بوده من نديدم) بدجوري تو صورت و ذوق آدم مي خورد، به خصوص و به حامي اي كه مانيفست صادر كن ها را زماني به باد تمسخر مي گرفت شبيه نيست!